پنجشنبه 20 فروردین1388
عروس سرتو بالا کن/ به نامزدت نگا کن/ ببین خودت قشنگی؟/ یا نامزدت قشنگه؟/ عروس سرشو بالا کرد/ به نامزدش نگا کرد/ دید هم خودش قشنگه/ هم نامزدش قشنگه/ .....
........................
هنوزم می گم:
بی صبرانه در انتظار تموم شدن لحظه های ندونستن ام...
........................
نمی خوام قبول کنم غم اصیل تر از شادیه همونجور که نمی خوام باور کنم سهم عقل و احساس توی تصمیم گرفتن ها و شاد شدن ها و غصه خوردن ها و آرامش ها یکی نیست!!
دیشب به اندازه ی یک شب بزرگ و باشکوه منطقا میتونستم احساس شادی کنم
امشب به اندازه ی حداقل ۱۰ سال نمی تونم غمگین نباشم
امان از این شبهای با شکوه تنهایی!!
پ ن: به منفی و مثبت فعل ها اگه دلتون خواست دقت فرمایید
