یکشنبه 9 فروردین1388
بی خیال بابا!
اول و آخرش که به باید به
اژدر پشمک به سر
و
دراز خاک بر سر خسته
و
کته کولا
فکر کنی! شادزی بابا جان شاد زی!
کلاه قرمزی جونم من عاااااااشششششقتم! دیوونه ی آقای مرجی هم هستم با اون چشاش!
..................................................................
پ ن: قابل توجه همه عشاق کلاه قرمزی که حتی نمی دونن این سه تا موجود چین:
یه شب که برق رفته بود پسر عمه زا داشت لولو های روستاشونو توصیف می کرد که من ضعف کردم و ... پس شد آنچه شد
