تبليغاتX
حجم پنجره
من باز دچار آسمان خواهم شد ... هر وقت در زمین ... ذکرخیرش باشد !

گزارش n امین دادگاه  نسبتا علنی بررسی  اتهامات متهمان اغتشاشات اخیر (حدودا 10 سال پیش یادتونه یه انتخابات خاطره انگیز داشتیم؟ آره همون) مورخ 23 شهریور ماه 1399:

پس از قرائت کیفر خواست  متهمه ز_عین ، که به جرم رای دادن به میم. میم  به هر حال نقش خودش رو در حواددث اخیر ایفا کرده، در حالی که اصلا راضی به زحمت انداختن هیچ وکیلی نبود با مانتو و مقنعه و چادر و البته دمپایی زندان به دفاع از خود پرداخت:

اولا من روزه ام جناب قاضی پس قاعدتا دروغ نمی گم.

دوما: من می خوام از همینجا اعتراف کنم من احساساتی شدم  و با رفتار وحرفای میم.میم و اطرافیانشون علی الخصوص  میم.خ  و اون خانم ز.ر گول خوردم و تحریک شدم.

به ما اینجوری القا شد که  اگه به میم.میم  رای بدیم  ممکنه بشه کمی به وضعیت علم و فرهنگ و هنر امیدوار تر بود... آخه افق های فریبنده و ظاهرا زیبا اما در باطن موهومی (حاوی عارضه توهم) ای رو به روی ما ترسیم می شد و خب این دغدغه ی اصلی من بود و شرایط فرهنگی حاکم  اون زمان خیلی گلاب به روتون اعصاب خورد کن بود البته بخاطر سیاه نمایی اجانب و علی الخصوص دست نشانده ی منافقشون همین میم. میم ( بوووووق) و البته جمع کثیری از اهالی علم و دانش و فرهنگ و هنر اون موقع تحت تاثیر شرایط مواضعشون رو مشخص کرده بودن و با تخریب هایی که علیه دولت و نظام صورت گرفته بود زبونم لال معترض بودن. ( والحمد لله طی این n دادگاه شاهد اعتراف گیری اونها هم بودیم و روشن شدیم) من هم فکر می کردم با اندک سواد و مطالعه و آگاهی ناچیزی که داشتم با اوووووون همه غفلت ، ساده بودم فکر می کردم بینش درستی پیدا کردم. البته صرف اعتراض نبود که ما به میم. میم رای دادیم، ما با توجه به ظاهرسازی ها و عوام فریبی ها و دروغ پراکنی ها فکر می کردیم داریم به نفکری رای می دیم که شعور و درک بالایی نسبت به این موضوعات داره و درعمل هم نشون داده . ما به غلط تصور می کردیم با برداشت های عمیق تر و البته لطیف تری از دین و تاثیرش در جامعه ی ماتم زدمون_استغفرا... اینجوری القا شده بود_ مواجه خواهیم شد و خب چون خیلی خسته بودیم (یعنی خستگی رو القا کرده بودناااا) از فضای خیلی خیلی شعارزده و مفاهیم خیلی خیلی دستمالی شده و روم به دیوار کثیف شده ی اون موقع این فضای تر تمیز تر و راحت تر و اصطلاحا آزاد تر چشممونو گرفت و فریبمون داد.

ناگفته نمونه که ما آزادی رو دقیقا مساوی بی بندوباری می دونستیم و این اشتباه ما بود!!!!!

ما چون خودمون فهم و شعور نداشتیم  با احساساتمون بازی شد و این تصور غلط  رایج شده بود که میم.الف رئیس جمهور خدوم و محبوب و مظلوم وقت دروغ می فرمودند. خیلی هم اتفاقا صحبت های صمیمانه و لحن دلنشینشون گاهی  دلو می زد و خب ...

ما اون موقع  فکر می کردیم  ایران برامون مهمه و دوستش داریم و میشه به حقیقت های دست نخورده و مغفول(!) مونده ی اسلام و انقلاب و نظام مبارک جیم.الف امیدوار بود که یه سری دم از رو کردن اونا می زدن  و ما رو با این اسامی مبارک و مقدس فریب می دادن.

البته رنگ سبز هم تاثیر خودشو داشت چون من شخصا اگر از رنگهای موهنی مثل قرمز و آبی و زرد و نارنجی و بنفش و ... استفاده می شد با وجود اون دلایل عمرا رای می دادم. چون رمز و پتانسیل آشوبی که سبز داشت هیچ کدوم نداشت!!!

خلاصه دیگه  از خدا که پنهون نیس جناب قاضی از شما چه پنهون که ما اینجوری گول خوردیم و وارد ورطه ی کثیف سیاست شدیم و نظریات وبر را بر دیده نهادیم و  با خیال های خاممون وبا اون یه ذره امید و هدف بیخودی که از اون یه رایمون داشتیم  برعکس  به قیام علیه جیم.الف پرداختیم و تازه توی این n دادگاه فهمیدیم گه این میم.میم چقدر قابلیت جذب جرم داشت و نمی دونستیم. از حق نگذریم چون روزه ام باید گفت ایشون خیلی با استعداد بودن. خواست خدا و دست اون 24 میلیون بود که مانع ریاست جمهوری ایشون شد وگرنه مملکت الان پر دزد و قاچاقچی و ... بود.

بنده البته تو ستاد میم. میم فعالیت نداشتم خب چون مشکل مالی نداشتم اما دوستان بعد انتخابات تماس گرفتن و دیگه خلاصه گفتن نداره، تو این n دادگاه ماشا ا... همه دوستان اعتراف کردن که ماجرای سطل آشغالها و اتوبوسا چی بود دیگه! دیگه خجالتمون ندین بیشتر از این! فیلماشم که هستش در محضر دادگاه. من تو اون فیلم سومی وقتی داشتم پشت کامپیوتر تماشا می کردم فیلمو دستگیر شدم و ... پس شد آنچه شد.

من اعتراف می کنم ما خیال می کردیم فکرامون خوبه، اما قصد تخریب دولت میم.الف ، تخریب نظام جیم.الف ، انواع انقلاب ها در همه رنگ و همه جنس، ضدیت با واو. ف و هر جور جرایم سیاسی رو داشتیم. از همین جا از همه ملت عذر می خوام که اینقدر احمق بودم و پامو دراز تر از گلیمم کردم. من در حدی نبودم که فکر کنم و دلم برا کشورم بتپه و اصلا کوچکتر از اونی بودم که رای بدم و نظری داشته باشم. من معذرت می خوام که فکر می کردم حقمه به مفهومی به اسم وطن علاقه داشته باشم. من بیخود کردم که احساس غربت کردم بین این همه آدم فهیم و منطقی و خییییییلی مهربون!

 

از همینجا هم اعلام می کنم من شکنجه نشدم. تحت فشارم نبودم. به اندازه ی جرمم یعنی رای به میم.میم و تماشای فیلم اغتشاشات طی دوروز بازداشت به همه این نتایج رسیدم.  خودم تنهایی! یه کم هم البته کیهان خوندم و 20:30 دیدم که خب خیلی تاثیر داشت.

جا داره از دستگاه قضایی و دادگستری قانون مدار کمال تشکر رو بکنم که  اجازه انتشار تصاویر و اسامی ما رو نمی ده (از دادگاه پنجم ببعد این قانون اجرا شد که خب البته قبلش مصلحت بود تا یه سری احزاب و تشکلات شیطانی لو برن)

تقاضای رافت اسلامی هم دارم  نخواستینم منو به اشد مجازات برسونین. ما (تمام این ملت محاکمه شده توی n تا دادگاه طی این ده دوازده سال) به قول این میم.میم   دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. مهم اوجب واجباته.

نوشته شده توسط زهرا در ساعت 10 PM | لینک  | 

سال جهانی نجوم برای ما ایرانیا شده سال بیاد ماندنی اعتراف، زور، ظلم

پستی

ایران_ پر از گرد و خاک

ایران_ خفه

اسلام وارونه

اتفاق های غیر قابل باور

400 سال از روزگار گالیله می گذره و هنوز هم می تونی با چشم خودت ببینی که حقیقت دستمالی می شود

زمین صاف می شود

زمین مر کز عالم می شود

 

همش دارم فکر می کنم حقیقت کجاست؟ کجاست؟ کجاست؟

دیگه نباید به دهن آدمها نگاه کرد

انگار همه ی وجدان ها و فکر ها و احساس ها و حق ها یک جا جمع شده اند.

زیر نوشته ی نامرئی ای که پای  گالیله  روی زمین دادگاه می نوشت.

 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت 11 PM | لینک  |