تبليغاتX
حجم پنجره
من باز دچار آسمان خواهم شد ... هر وقت در زمین ... ذکرخیرش باشد !

دلم می خواد ازش یه کم (نمی دونم شایدم زیاد) دور باشم ...چون خیلی خیلی دوستش دارم و نمی خوام طعم چند تا خاطره ی بد روش بمونه ... هر چند دلم براش داره تنگ می شه و برای چند تا موجود شدیدا زنده که توش با هم سلام علیک داشتیم! اما بازم صبر می کنم تا بتونم همراهش شاد باشم و آدماشو دوست داشته باشم!

اصلا هم گنگ نگفتم، منظورم همین دنیای مجازیه که علی رغم کنجکاویم خیلی وقته ازش بی خبرم : از مسنجر و میل گرفته تا وبلاگم و وبلاگا ...

 

سرم خیلی شلوغه! در گیر خوشحالیامم  .... خوشحالم خوشحالم خوشحالم خییییییلی!

خوشحالم از زندگیم که "زمان" پررنگ ترین مفهوم موجودشه ... نه برای اصالتش که گذشتنه ... برای اینکه  خاطره ها و"حالا ها" و آرزوهامو جلو چشمم حاضر می کنه و انگار زمان تنها هیولایی که حتی اگه ترسناک باشه چون بهم اجازه می ده اونا رو باور کنم ، دوست داشتنیه!!!! و همچنین چون از دور برام خیلی چهره  ها رو روشن و روشن تر می کنه!(به علاوه ی رضایت بی حد و حصر من از خودم)

 

تازه این روزا و شبا همممممش رویای صادقه می بینم ( از آنها که رویداد های گذشته و آیند را در بر دارد) اونقدر که نصف بیداریام  روحم توشون جا می مونه  و تو رویا هام سیر می کنم!  امیدوارم رویا بمونه تبدیل به کابوس صادقه نشه!

من بازم میام ... خیلی زود خیلی دیر ... و خداکنه وقتی میام خاطره های بد از ذهن دنیای مجازی من پاک شده باشن!

نوشته شده توسط زهرا در ساعت 6 PM | لینک  |