تبليغاتX
حجم پنجره
من باز دچار آسمان خواهم شد ... هر وقت در زمین ... ذکرخیرش باشد !

چقدر سخته آدم دلش امیدوار و خوشحال باشه اما ذهنش توی شک و تردید و ترس!

خدایا من می ترسم از اینکه آخرش بفهمم تمام این اتفاق ها یه حباب از جنس رو یا بوده و بدم میاد با واقعیت خنده دار دیدنش از بیرون مواجه بشم. این رویا رو واقعی کن! اگه قراره هر چی ثانیه ها جلو می رن امیدم کم رنگ شه می خوام توی همون اولین لحظه ها که توش لذت وآرزو و شعف و این همه انرژی برق می زنن، غرق بشم . و تو خدایا منو توی عمق اون لحظه ببینی! چون می دونم که اونجا چقدر قشنگ و محشرم.

خدایا حالا که با هر کدوم این رعد و برقای خوشگلت منم تو دلم جیغ می زنم! حالا که می خوام سعی کنم چشمامو ببندم و نبینم ترکیدن این حباب رو... حالا که دارم امیدمو با چنگ و دندون حفظ می کنم... اگه هوامو نداشته باشی واقعا باید چی کار کنم؟ دیگه چه جوری تو چشمای خودم نگاه کنم؟ من هیچ جوابی ندارم. این دفعه همه ی جواب هارو خودت بده! من منتظرم!

نوشته شده توسط  در ساعت 0 AM | لینک  |