تبليغاتX
حجم پنجره
من باز دچار آسمان خواهم شد ... هر وقت در زمین ... ذکرخیرش باشد !

سلام البته بعد از یه مدت طولانی... یه مدت زیاد تنبلی و بی استعدادی و حتی بی احساسی!!! البته کامپیوتر فاطمه هم بهانه ی خوبیه برای این همه  تا خیر. چون تا همین حالاشم  مثلا من منتظرم فاطمه آپ کنه! خلاصه یه سلام همراه عذر خواهی فراوان . حالا بعد از این همه وقت خوشحال می شم بدونم برداشت شما راجع به این شعر سپیدم چیه یا اینکه حستون؟! (البته همیشه اینجوری نظر بدین ها) آفرین!

 

توصدای مبهم شهر را می شنوی

روی یک بام نقره ای

هر وقت باد

سکوت بی رنگ ذهن مرا

                     خط خطی می کند

و نفس های سرد وبلند مرا

                        بی هویت

شب از نیمه می گذرد

و شهر شور سکوت دارد

               شوق تاریکی

شهر بزرگ خسته

زیر نفس های گرم امروز می تپد

 

نفوذ می کنی به عمق شهر...

(و جمعیت نگاهای بی خواب

             به پنجره های ملتهب)

که تنها فرصت چشمهای توست

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 12 PM | لینک  |